سیدعلی و فاطمه الساداتسیدعلی و فاطمه السادات، تا این لحظه: 15 سال و 8 ماه و 6 روز سن داره

خاطرات (((علی و فاطمه ))) ما

پارک رفتن

1391/2/30 13:37
نویسنده : مامانی
322 بازدید
اشتراک گذاری

اولین بار در یکسال و یکماه و٢٠ روزگی بود که به پارک رفتید همراه هستی دختر عمه خیلی خوش گذشت اول رفتیم مینی پارک قبلا یکبار با مامان جون اورده بودمتون ولی همراه اسباب بازی برقی باید باهاتون میومدیم که یکموقع خودتونا نندازید پایین ولی الان دیگه ماشاالله بزرگ شدید و خودتون به تنهایی سوار میشدید دوتا اسبابازی سوار شدید که فاطمه جون پایین نمیومد و چسبیده بود و علی هم همش میگفت به بابایی این این

بعدشم رفتیم استخر توپ فاطمه تتوترسیدی مامان ولی علی و هستی بازی کردن بیشتر علی خیلی ذوق میکرد و عمه هم انداختت وسط توپها

بعدش رفتیم پارک هفت تیر و اونجا دیگه نمیشد کنترلتون کرد و بابایی کلی خسته شد بغلتون میکرد میداد مامان منم از بالا سر میدادمتون پایین هستی جون خودش بلد بود و از پله ها میرفت بالا بعدش رفتیم تاب بازی و جفتتتون سوار یک تاب شدید و بازی کردید بعدشم رفتیم الاکلنگ که علی خیلی دوست داشت و با گریه رفت تو ماشین الهی فداتون بشم انشاالله زودی بزرگ میشید بیشتر پارک میاریمتون اینجوری خیلی مامان بابا اذیت میشن ولی بازم میاریمتون با تمام سختیا اخه شماها عزیزای دل مایید/

بازهم رفتیم پارک با هستی عمه رفتیم پارکی که سبزه باشه و راه برید البته بعدش رفتیم ماشین بازی و من و بابایی وعمه جون سوار سه عدد ماشین شدیم و شماها را تو بغل گرفتیم و لی فکر کنم بیشتر ما کیف کردیم تا شماها چون فقط با تعجب نگاه میکردید

بقیه در ادامه

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (4)

مامی کیارش و کیانا
7 اردیبهشت 91 18:33
ماشاله به علی و فاطمه جون غزال جونم ببوسشون
سمان
13 اردیبهشت 91 21:53
جیگرشونو برم . بوسسسسسسسسسسس
زهرا مامان كسرا يلدا
18 اردیبهشت 91 23:35
جيگر بچه هاي گلت خدا حفظشون كنه بچه ها عاشق پارك و اوازم بازي اند ولي كنترلشون خيلي سخته ما تقريبا دو سه بار در هفته ميبريمشون پارك. خيلي انرژي مي برند از ما. دائما دنبالشون مي دويم كه مبادا ... خيلي مراقب عسل هاي خاله باش/ مي بوسمشون
سمان
25 اردیبهشت 91 19:29
سلام خانومی خوبی روزت مبارککککککککک گلم . بوسسسسسسسس واسه سیدای خودم .